رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی اعتماد ملی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
  • الخميس ۶ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 15 November
    تهران Mostly Cloudy
    ۴٨(°F)
    وزش باد آرام
    فشار ٢۶.١۵(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۶.١۵(in)
اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷ - ۲۰:۰۹
  • کد خبر : 18068
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : «حضرتِ اعتماد» و آفتِ پوپولیسم مصلحانه
IMG_20180830_194127_941

“استعفا”ی فراکسیونی و “انشعاب” و “اقدام مستقل” از فراکسیون و جریان در ایران امری جدید و بدیع نبوده و به نظرم در آینده نیز با بسامدی پرتکرار تر رخ خواهد داد.تاریخ سیاسی ایران سرشار است از انشعابات درون حزبی و درون جریانی و درون فراکسیونی در تمامی عرصه ها تا جایی که تکرار آن حتی در احزاب فراگیر هم به وفور قابل مشاهده است.شاید نمونه بارز و اتفاقا بسیار نزدیک به رخداد اخیر و کنش ” مستقل نمای ” جناب مستطاب الیاس حضرتی ، اختلافات جدی و نزدیک به انشعاب درون حزب “اعتماد ملی” ، تنها میراث زنده ی شیخ محصورِ اصلاحات، باشد.آنچه این روزها در حزب اعتماد ملی در حال رخ دادن است شاید آیینه ی تمام نمای کنش های سیاسی متشکل و حزبی و حتی جبهه ای در ایران باشد که می تواند سوژه بسیاری از پژوهش ها و بررسی ها درباره تحزب در ایران باشد.
اما چون این اتفاق در فراکسیون امید که منتسب به جریان اصلاح طلبی است رخ داده ، شاید اهمیت آن برای نگارنده بیشتر از تکرارهای تاریخی آن در تاریخ سیاسی ایران باشد.از دیگر نکاتی که این رخداد را برای اصلاح طلبان قابل تامل تر از قبل می کند آن است که اصلاح طلبان تقریبا در کلیه انتخابات سال های اخیر تاکید ویژه ای بر معرفی “لیست واحد” درون جریان اصلاح طلبی داشته اند.
در اینکه عواملی شخصی و رفتاری در چنین کنش های مستقل نمایی ،موثر هستند شکی نیست اما نگارنده معتقد است که دلایلی غیر شخصی هم بر تکرار چنین پدیده هایی “در جریان اصلاح طبی ” موثر هستند که می توان آنها را به دوبخش ” درون جریانی” و “بیرون جریانی ” تقسیم کرد که مجموعه ای از آنها را به شرح زیر قابل دسته بندی میدانم که اتفاقا شاید بتوان به عنوان دلایل اصلی ضعف ” تحزب و تشکل یابی ” هم از آنها نام برد.

دلایل و عوامل بیرون جریانی:

۱.نظام انتخابات غیر حزبی در ایران

نظام انتخاباتی ایران نه تنها بر مبنای سهمیه بندی برای احزاب و جریانات بنا نشده بلکه کاملا ساختاری ضد تحزب دارد.نظام انتخاباتی مبتنی بر روندهای شعارمحور به جای برنامه محور و تاثیر افراد به جای جریانات و عدم توجه به تحزب در دوران انتخابات و حتی عدم وجود سهمیه های جریانی درون انتخابات که می تواند منجر به حذف کامل یک جریان از تمامی عرصه های حاکمیتی شوند.

۲.قانون احزاب ناکارامد و ضد تحزب

نگاه قانون حاضر احزاب حتی پس از اصلاح آن مبتنی بر تعاریف سنتی و دولت ساخته از تحزب است و بیش از آنکه منجر به تقویت و فراگیری احزاب شود موجب تضعیف آنها شده است.ایجاد موانع بیشتر در راستای گسترش حزبی و نگاه یکسونگر به احزاب و تبدیل آنها به گروه های متحدالشکل از عوامل دیگر ایجاد چنین رخدادهایی است .

۳.تعدد و تکثر احزاب

تکثر غیر ضرور احزابی که شاید در اکثر موارد دارای اشتراکات بیشتری با هم هستند از دیگر عوامل ایجاد انشعاب و رفتارهای مستقل است.از آنرو که افراد به راحتی امکان خروج از یک حزب و پیوستن به حزب دیگر را دارند واز تعلق جریانی کمتر میشنویم.

۴.نظارت استصوابی

شاید مهمترین مانع بر سر کنش و فعالیت فراکسیونی و تسهیل و تکرار استقلال نمایی در جبهه اصلاح طلبان وجود نظارت استصوابی و خالی کردن دست اصلاح طلبان از نیروهای تشکیلاتی کارآمد و متعهد خود باشد.نگاهی کوتاه به ادوار گذشته ی اصلاح طلبان به راحتی نشان می دهد که همواره مهمترین دغدغه اصلاح طلبی عبور از مانع مستحکم نظارت استصوابی است که باعث شده اصلاح طلبان یا به ائتلاف اجباری با جریانات نزدیک به خود تن دهند(که نمونه اخیرش جدا شدن جمعی از اعضای لیست امید از فراکسیون امید به محض ورود به مجلس است ) و یا دست به دامان نیروهای ناشناخته و کمتر شناخته شده شوند.

۴.پارلمانتاریسم نمایشی در ایران

وجود نهادهای موازی و موانع ثانویه بر سر تصویب قوانین در نهادهای عمومی و پارلمانی مثل شورای شهرها و مجلس شورای اسلامی باعث شده پارلمانهای شهری و ملی از جایگاه اصلی خود افول کنند و نمایندگان این شوراها از آنرو که قدرت تصمیم گیری و تصمیم سازی کمتری می یابند به کنش های نمایشی و شوآف روی بیاورند و بیش از آنکه متکی بر برنامه ها باشند بر نمایش ها و نطق ها تمرکز کنند.

دلایل و عوامل درون جریانی:

۱.ضعف ساختار جریانی و جبهه ای در جریان اصلاح طلبی

از آنرو که اصلاحات سالهاست دچار ضعف ساختاری و گفتمانی شده و به دلیل فشارهای حاکمیتی و امنیتی ، از برنامه محوری دورتر شده ،قابلیت ایجاد اجماع درون جریانی را تقریبا از دست داده است و به دلیل ایجاد روندهای غیردموکراتیک و مرکزگرایانه در اجماع سازی،تقریبا اکثر مجموعه های اجماع ساز مثل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای عالی اصلاح طلبان ،نتوانسته اند اجماعی فراگیر و با ثبات ایجاد کنند و کماکان صداهای اجماع شکن در هر برهه از انتخابات شنیده شده و اختلافات جدی نمایان می شود.

۲.ضعف گفتمانی و فقدان مانیفست اجماع ساز

اصلاح طلبان سالهاست گرفتار پریشانی گفتمانی شده اند و تقریبا می توان گفت حتی از گفتمان اصلی خود در سال ۷۶ هم بسیار دور شده اند.عدم تدوین مانیفست مشخص برای اصلاح طلبی که بتواند مرزبندی مشخصی با دیگر جریانات پوزیسیون و اپوزیسیون شکل دهد از مهمترین دلایل تکروی ها و کنش های استقلال طلب درون جریانی است.از آنرو که چارچوب های مشخصی برای اصلاح طلبی تعیین نشده و اجماعی بر آنها شکل نگرفته ،تعیین خطوط قرمز و کنش های غیر تشکیلاتی بسیار سخت و تقریبا غیر ممکن و حتی اختلاف انگیز می نماید.در فقره اخیر به طور مثال چه مصادیقی برای عبور الیاس حضرتی از چارچوب اصلاح طلبی و یا حتی مانیفست فراکسیون امید می توان برشمرد؟(اگر چنین مانیفستی موجود باشد)

۳.انتخابات محوری اصلاح طلبان

اگر به آن جمله ی معروف معتقد باشیم که موسم انتخابات بهار احزاب محسوب می شود ،شاید این روزها سپهر سیاسی ایران تک فصل باشد و به جز دوران انتخابات هیچ علامت حیاتی ای از احزاب اصلاح طلب قابل رصد نباشد.آفت انتخابات محوری باعث شده که اصلاح طلبان تنها حضور در ائتلاف یا فراکسیون و لیست را به عنوان ابزاری برای پیروزی در انتخابات بدانند و پس از آن نه نیازی به پاسخگویی به نهادهای ائتلافی و اجماع ساز داشته باشند و نه حتی چنین مطالبه ای از سوی شوراهای هماهنگ کننده وجود داشته باشد.نمونه اخیر باز هم این پرسش را ایجاد می کند که شورای عالی اصلاح طلبان کجاست تا به چنین امری رسیدگی کند؟

۴.فقدان برنامه محوری در جبهه اصلاحات

سال هاست که اصلاح طلبان تنها شعارهای زیبا در موسم انتخابات استفاده می کنند و برای رسیدن به اهداف اصلاح طلبانه هیچ برنامه مدون و قابل اجرایی ارائه نمی کنند.در این فقدان برنامه های جریانی تصمیم های شخصی و “مستقل” پررنگ تر شده و اتفاقا صدای بلندتری هم دارند.

۵.سقف کوتاه مطالبات اصلاح طلبان و آفت بد و بدتر

تکرار مداوم انتخاب میان بد و بدتر که سالهاست از یک استثنا به قاعده ای دائمی برای اصلاح طلبان تبدیل شده ،راه را برای توجیه استقلال رای باز گذاشته و هر کنش تکروانه ای را با چنین استدلالی قابل توجیه نموده است.

۶.اجماع اجباری به مدد تَکرار

حذف تمام اختلافات واقعی و درون جریانی که از لازمه های جریان اصلاح طلب است به مدد تکرار دولت ساز مرد اخلاق اصلاح طلبان ،سید محمد خاتمی و عدم وجود فضای گفتگوی درون جریانی میان اصلاح طلبان در این سالها باعث شده که اختلافات درون جریانی در بزنگاه های مهم سر باز کرده و اعتبار اصلاح طلبان را دچار تهدید کند.اینکه هنوز رویکرد مشخص و اجماعی میان اصلاح طلبان در مورد دولت مستقرِ برآمده از اصلاح طلبان و ضعف ها و ناکارآمدی های مشهود این دولت در تقابل با مشکلات داخلی و خارجی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی وجود ندارد و پیگیری مجموعه ی گفتارها و رفتارهای اصلاح طلبان شاخص و تراز هر بیننده ای را دچار سردرگمی می کند ،نشان از عدم وجود هسته ای سخت و هماهنگ کننده میان اصلاح طلبان دارد.رویکردهای متناقض و حتی متضاد احزاب و گروه ها و اشخاص اصلاح طلب در این فقره امری نیست که تنها در این مورد استعفای حضرتی دیده شود بلکه تقریبا در این دوسال اخیر به امری عادی و نرمال تبدیل شده است.

در پایان لازم است به نکته ای اشاره کنم که در این روزها و پس از کنش الیاس حضرتی و در مقایسه با رفتار عضو شورای شهر رشت رخ داده و باعث مقایسه هایی میان این دو در بین کنشگران سیاسی شده است.از نظر نگارنده تقریبا تمامی عوامل درون جریانی و بیرون جریانی در این فقره اخیر دخیل هستند اما آنچه این دوکنش را از هم متمایز میکند شاید آن باشد که در فقره ی فراکسیون امید مجلس تقریبا در این زمان گذشته از عمر لیست امید هر چه پیشتر رفتیم کنشی منسجم تر و هماهنگ تر و اتفاقا فراکسیونی تر را در مجلس شاهد بودیم که اتفاقا باعث شد هم آرای عارف در سال دوم برای انتخابات هیات رئیسه افزایش یابد و هم پیروزی های شاخصی در کسب کمیسیون ها و اجرای طرح ها و … را شاهد باشیم و در واقع انسجام تشکیلاتی مقوم تر و پایدارتر شد و شاید علت اصلی آنکه الیاس حضرتی مجبور شد برای کنش غیر فراکسیونی،از فراکسیون استعفا دهد فراکسیونیسم بیشتر و قوام بیشتر تشکیلاتی فراکسیون امید بود،اما آنچه در شورای شهر رشت شاهدش بودیم عدم انسجام تشکیلاتی در ارائه و پیگیری طرح های اصلاح طلبانه بود و حتی پیش از ورود یک عضو لیست امید به شورا ،نمایندگان لیست امید رشت هیچ تلاشی برای قوام فراکسیون اقلیت خود نکردند و جانب هم لیستی خود را نگرفتند.
اما در اینکه کنش غیر جریانی و مستقل ،از نظر اخلاق تشکیلاتی امری مذموم محسوب میشوند شکی نیست،آنهم در شرایطی که افراد و گروه ها و جریانات تمام تلاش خود را برای ورود به لیست و در نهایت اعلام یک لیست واحد انجام داده بودند.
شاید این سوال هنوز نیاز به بررسی و گفتگوی بیشتر و دقیق تری داشته باشد که در انتخاب میان یک کنشِ درست ” اما مستقل” و یک کنشِ نادرست ” اما فراکسیونی” کدام انتخاب درست،اخلاقی،کارآمد و آینده نگرانه و جامعه پسندتر است ؟
پاسخ به این سوال شاید برای قدرت گرفتن تحزب و کار تشکیلاتی بسیار حیاتی باشد و نیاز است که گفتگوهایی مستمر و ادامه دار میان فعالین سیاسی و احزاب شکل بگیرد.

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
545
روز گذشته
انتخابات ۹۶

آخرین عناوین خبری

خبرنگار ما شوید