رفتن به بالا

پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
  • الخميس ۹ محرم ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 20 September
    تهران لطیف
    ٧٩(°F)
    وزش باد ٧(mph)
    فشار ٢۶.١٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 7-High
    رطوبت ٢۶.١٠(in)
اوقات شرعی

bigdeli-rahmatolah

«رحمت‌اله بیگدلی» فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» در سخنرانی خود در دفتر حزب اعتماد ملی اهواز، تلاش داشته تا با تبیین رویکرد اسلامی به حکومت دینی، ابعاد و جوانب آن را مورد بررسی قرار دهد. 

متن کامل سخنرانی این استاد حوزه و دانشگاه به شرح زیر است:

خداوند برای هدایت مردم دو رسول قرار داده است؛ یکی باطنی که عقل است و دیگری رسول ظاهری که پیامبران و برنامه‌های ایشان است

حجت‌الاسلام والمسلمین رحمت اله بیگدلی ابتدا با اشاره به فلسفه بعثت انبیا گفت: «خداوند برای هدایت مردم دو رسول قرار داده است؛ یکی باطنی که عقل است و دیگری رسول ظاهری که پیامبران و برنامه‌های ایشان است. ما با عقل، ضرورت و لزوم بعثت انبیا را درک می‌کنیم و درمی‌یابیم که خداوند برای هدایت آدمیان برنامه دارد.

تعالیم و برنامه پیامبران دین نامیده می‌شود. خداوند به همراه انبیا مجموعه تعالیمی را تحت عنوان دین فرستاده است تا مردم از این طریق به سعادت دنیوی و اخروی نایل آیند. این چکیده و خلاصه عقیده ما در فلسفه بعثت انبیا و ارسال رسل و دین از سوی خدا و ضرورت داشتن دین است.»

*در گزینش دین هیچ‌گونه تحمیل و اجباری نیست

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با تاکید بر این‌که در اندیشه اسلامی در گزینش دین هیچ‌گونه تحمیل و اجباری نیست، گفت: «خداوند در پیروی از دینی که خودش فرستاده و آن را ضامن سعادت دنیوی و اخروی اعلام کرده است، هیچ‌گونه اجباری قرار نداده است. خداوند هرگز از انبیا نخواسته که دین را بر مردم تحمیل کنند، بلکه همواره از جمله در آیه ٢٥٦ سوره بقره فرموده است: “لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ؛ در دین هیچ اجباری نیست و راه از بیراهه به‌خوبی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزی استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنوای داناست.”

* دین در نزد خدا یکی و آن هم اسلام است

حجت‌الاسلام بیگدلی با اشاره به یکی بودن دین نزد خدا گفت: «البته ما معتقدیم که از ابتدای خلقت آدم تا کنون، دین نزد خداوند فقط اسلام است و پیامبرانی چون ابراهیم، عیسی و موسی(علیهم السلام) نیز مانند حضرت محمد اسلام(ص)، همگی جهانیان را به اسلام دعوت کرده‌اند. خداوند متعال در آیه ۱۹ سوره آل عمران می‌فرماید: “إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَینَهُمْ ۗ وَمَن یکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آن‌که علم برای آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدی که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا سریع‌ الحساب است.”»

*حقیقت دین عبارت از تسلیم بودن در برابر خداوند است، اما خدا زمانی این تسلیم را می‌پذیرد که آگاهانه و از روی اختیار باشد

عضو ارشد حزب اعتماد ملی افزود: « حقیقت دین عبارت است از تسلیم بودن در برابر خداوند و عصاره همه ادیان الهی همین دعوت به تسلیم آدمیان در برابر خداوند است. اما با این‌که حقیقت دین عبارت از تسلیم بودن در برابر خداوند است، اما خدا زمانی این تسلیم را می‌پذیرد که آگاهانه و از روی اختیار باشد و بر همین اساس است که تصریح می کند که هیچ کراهی در دین وجود ندارد و هیچ کس حق ندارد دین را به دیگران تحمیل کند.

وظیفه پیامبران هم به مصداق آیات شریفه ۲۱ و ۲۲ سوره غاشیه فقط تذکر و بیدار کردن بشر بوده است: “فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ، لَسْتَ عَلَیهِمْ بِمُصَیطِرٍ؛ پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‏‌ای بر آنان تسلطی نداری.”

*نمی توان به‌زور چیزی را به کسانی که بدان باور ندارند باوراند و آنان را به زور به بهشت برد

حجت‌الاسلام بیگدلی در باره علت نفی اجبار و تحمیل در پذیرش دین گفت: «اکراه به معنای اجبار به انجام عملی بدون رضایت است و علت نفی اجبار در پذیرش دین این است که دین سلسله‌ای از معارف علمی و عملی است که اعتقادات را تشکیل می‌دهند واعتقاد از امور قلبی است که اکراه در آن‌ها معنی ندارد؛ زیرا کاربرد اکراه فقط دراعمال ظاهری است و اعتقاد قلبی برای خود علل و اسباب دیگری از سنخ اعتقاد و ادراک دارد و محال است که بتوان به‌ زور چیزی را بر کسی که اعتقادی برخلاف آن دارد تحمیل کرد.

وقتی کسی معتقد است که دو به‌اضافه دو چهار می‌شود، نمی‌توان او را به‌زور وادار کرد که باور کند که دو به‌اضافه دو پنج می‌شود! مردم یا با عقل خودشان به حقیقت دین می‌رسند یا آن را درک نمی‌کنند و نمی‌پذیرند.

بنابراین نمی توان به‌زور چیزی را به کسانی که بدان باور ندارند باوراند. ایمان نیز امری قلبی است بنابراین نمی‌توان ایمان را به کسی که ایمان به چیزی ندارد تحمیل کرد. اگر کسی با ادله اجتهادی و علم و منطق و یا شهود باطنی به وجود خداوند ایمان داشته باشد، نمی‌توان به او غیر از این را باوراند و اگر کسی با ادله خود به نبود خداوند ایمان داشته باشد هم نمی‌توان وجود خداوند را به‌زور به او باوراند. از این‌روست که خداوند می‌فرماید: “راه از بیراهه به‌خوبی آشکار شده است.” و مردم با اختیار خود یا آن را می‌پذیرند و یا آن را رد می کنند.

در واقع خداوند می‌خواهد به ما بگوید که مردم را نمی‌توان به‌زور مؤمن کرد و به بهشت برد. اجبار به ایمان و بردن مردم با زور به بهشت کار هیچ‌یک از ادیان و انبیای الهی نبوده است و نباید پیروان انبیا نیز در صدد این‌گونه اهداف نادرست و نشدنی باشند. و از همین روست که خداوند در آیه شریفه ۳ سوره انسان می فرماید: “إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛ ما راه را به او [انسان] نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس باشد و نپذیرد.”

پس خدا راه را به آدمیان نشان داده و خرد را بدو بخشیده است و کتاب هستی را در مقابل دیدگانش باز و پیغمبرانی برای او روانه کرده و این، انسان است که به اختیار و انتخاب خود راه سعادت یا راه شقاوت می‌پوید و بهشت یا دوزخ را می‌جوید. هر کس به دین ایمان بیاورد، سعادت دنیا و آخرت را برایش دارد و کسی که ایمان به دین نداشته باشد خودش دچار زیان خواهد شد.»

*نیاز به حکومت و مدیریت، امری بدیهی و مورد تأیید عقل و شرع و خردمندان عالم است

حجت‌الاسلام بیگدلی در ادامه با تأکید بر بدیهی بودن نیاز آدمیان به حکومت و مدیریت گفت: «بشر موجودی است اجتماعی و زندگی اجتماعی نیاز به حکومت و مدیریت دارد. بشرهم با تجربه خود این نکته را دریافته و هم متفکران در طول تاریخ پی برده‌اند که داشتن حکومت بد بهتر از بی حکومتی، هرج و مرج و آنارشیسم است.

امام علی(ع) هم وقتی شنید که خوارج با تحریف محتوای آیه شریفه ۵۷ سوره انعام: “… إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ یقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَیرُ الْفَاصِلِینَ؛… فرمان جز به دست ‏خدا نیست که حق را بیان می ‏کند و او بهترین داوران است.”

می‌گویند ما نیاز به حکومت نداریم، فرمود: “سخن حقّی است که از آن باطلی اراده شده است. آری، حکم جز از آن خدا نیست، ولی اینان می‌گویند که امارت و حکومت ویژه خداوند است و بس، و حال آن‌که، چاره‌ای برای مردم از وجود فرمانروا و امیر نیست، خواه (این امیر) نیکوکار و خواه بدکار باشد.(فرمانروایی) که در حکومت آن فرمانروا، شخص با ایمان، اعمال (صالح) خود را انجام می‌دهد و شخص کافر از دنیایش بهره‌‌مند می‌گردد و خداوند (به وسیلۀ برقراری امینت اجتماعی)، عمرها را طولانی می‌گرداند، غنائم جمع و با دشمنان جهاد می‌شود، راه‌ها امن وحق ضعیف از قوی گرفته می‌شود، تا این‌که حاکم نیکوکار از ناخوشی‌های دنیا آسوده گردد و اهل دنیا از فاجر آسوده گردند.”

پس در این‌که جامعه نیاز به حکومت دارد که در سایه آن انسان مومن به انجام عمل صالح و انسان کافر هم به امور دنیوی خود بپردازد هیچ تردیدی نیست و این نکته مورد تایید عقل و شرع است و اجرای تعالیم قرآن و سنت نیز نیاز به حکومت و مدیریت دارد، اما نکته مهم این است که آیا می‌توان حکومت و یا حاکمان را بر مردم تحمیل کرد؟»

*حکومت و مدیریت در بافت تعالیم اسلام وجود دارد و خداوند اصولی را برای حکومت تعیین کرده، اما نوع حکومت و مصادیق حاکمان را بر مردم تحمیل نکرده است

بیگدلی در ادامه با تأکید بر این‌که حکومت و مدیریت در بافت تعالیم اسلام وجود دارد گفت: «البته خداوند اصولی را برای حکومت تعیین کرده، اما هرگز نوع حکومت و مصادیق حاکمان را بر انسان تحمیل نکرده و او را در انتخاب نوع حکومت و حاکمان آزاد گذاشته است. خداوند برای هدایت آدمیان برنامه‌ای تحت عنوان دین فرستاده که براساس آن مردم هدایت شوند، اما خداوند بشر را آزاد گذاشته است که اصل دین را بپذیرد یا نپذیرد.

بر این اساس خدایی که پذیرش اساس دین را تحمیل نکرده و بشر را در اختیار آن آزاد گذاشته هرگز نوع حکومت و بالاتر از آن، مصادیق حاکمان را بر مردم تحمیل نمی‌کند! آنچه خدا از مردم خواسته این است که آگاهانه حکومتی بر مبنای عدل و ارزش‌های الهی و حاکمانی عادل را با اختیار خود برگزینند و اجازه نداده است که حکومت و حاکمان بر مردم تحمیل شوند. به همین دلیل است که هیچ‌یک از انبیای الهی در صدد تحمیل حکومت خود بر مردم نبوده‌اند و حتی یک مورد هم سراغ نداریم که پیامبری با زور بر مردم حکومت کرده باشد.»

*بر اساس مبانی کلامی شیعه، امام علی(ع) پس از پیامبر اکرم(ص)، برجسته‌ترین شخصیت تاریخ و صالح‌ترین فرد برای هدایت جامعه اسلامی و زمامداری آنان و امام منصوص است

حجت‌الاسلام بیگدلی با اشاره به فضایل و شخصیت بی‌بدیل علی(ع) گفت: «براساس مبانی کلامی شیعه، امام علی(ع) پس از پیامبر اکرم(ص)، برجسته‌ترین شخصیت تاریخ و صالح‌ترین فرد برای هدایت جامعه اسلامی و زمامداری آنان و امام منصوص است. علی(ع) خود را این‌گونه توصیف می‌کند: “و شما می ‏دانید که من در نزد رسول خدا(ص) چه منزلتی داشته‏ ام.

خویشاوندی من با آن گرامی و موقعیت خصوصی من با آن حضرت بدان‌گونه بود که از همان کودکی در آغوش گرم او بودم و او مرا بر روی دامن خود می ‏نهاد و در روی سینه خویش جای می ‏داد و مرا در بستر خود می‏خوابانید؛ چنان‌که تنم را به تن خویش می‏ چسبانید و بوی خوش خود را به من می‏بویانید و گاه چیزی را می‏جوید و بعد آن را به من می‏ خورانید.

پیامبر(ص) هیچ‌گاه دروغی از من نشنید و لغزشی در رفتارم مشاهده نکرد.

خداوند از همان هنگامی که رسول اللَّه(ص) از شیر گرفته شد برای آن گرامی فرشته‏ ای عظیم‌الشأن را همنشین فرمود تا راه‌های مکارم اخلاق را بپیماید و محاسن اخلاق جهانیان را شب و روز به او یادآوری نماید. و به تحقیق من همانند بچه شتری که مادرش را رها نمی‏کند به دنبال پیامبر در حرکت بودم و آن بزرگوار هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ‏ای برپا می ‏داشت و مرا به پیروی از آن می‏ گماشت.

هر سال در کوه حراء مجاور می‏شد و فقط من او را می ‏دیدم. در آن ایام در خانه‏ ای اسلام راه نیافته بود و مسلمانی وجود نداشت جز رسول خدا(ص) و خدیجه و من که سومی آن‌ها بودم. با چشم خویش نور وحی و رسالت را دیدم و رایحه نبوت را استشمام کردم و با گوش خویش ناله شیطان را در هنگام نزول وحی بر رسول خدا(ص) شنیدم. و عرض کردم ای رسول خدا، این صدای ناله از کیست؟ فرمود: این ناله شیطان است از این‌که را نپرستند نومید و مأیوس است. همانا تو می‏ شنوی آنچه را من می ‏شنوم و می‏ بینی آنچه را من می‏بینم، مگر آن‌که تو پیامبر نیستی و لیکن وزیر منی و به‌طور قطع تو بر خیر و نیکویی هستی و من با او بودم زمانی که …”»

*علی(ع): خلافت حق ماست و فقط ما شایسته خلافت هستیم، ولی ما هرگز خود را بر مردم تحمیل نمی‌کنیم

این عضو ارشد حزب اعتماد ملی افزود: «امام علی(ع) در عین این‌که خود را برجسته‌ترین فرد بعد از رسول خدا و شایسته‌ترین شخص برای زمامداری می‌دانست می‌فرمود: “لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِینَاهُ، وَإِلَّا رَکِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ، وَإِنْ طَالَ السُّرَی‏؛ ما را حقی است که اگر به ما داده شود [آن را بگیریم] و اگر ندادند، بر ترک شتر سوار می‌شویم، هر چند، سیر در شب باشد و به درازا کشد.” (حکمت ۲۲ نهج‌البلاغه)

امیرالمؤمنین(ع) این جمله حکمت‌آمیز را یا مقارن ایام سقیفه و یا در شورای شش نفره عمر برای انتخاب خلیفه گفته و در آن با اشاره به مسأله خلافت آن را حق مسلّم اهل‌بیت و خودش دانسته، اما با این حال تصریح کرده است که: “خلافت حق ماست و فقط ما شایسته خلافت هستیم، ولی ما هرگز خود را بر مردم تحمیل نمی‌کنیم.

فقط در صورتی که مردم آن را به ما بدهند و خودشان بخواهند که ما بر آن‌ها حکومت کنیم، آن را می پذیریم و اگر مردم نخواهند هیچ تحمیلی بر مردم نخواهیم داشت.” امام علی(ع) خودش را نه تنها شایسته، بلکه خود را تنها شخص شایسته این مقام بزرگ می‌داند، ولی یک حق را بسیار بالاتر از حق خلافت خود می‌داند و آن هم حق آزادی مردم در انتخاب سرنوشت‌شان است و می‌گوید اگر مردم مرا که شایسته‌ترین فرد برای خلافت هستم نخواهند هرگز خودم را به‌زور بر مردم تحمیل نمی کنم.»

*علی(ع) نه تنها کوچک‌ترین اقدامی علیه خلفا برای نیل به حق مسلمش هم نکرد، بلکه در پی درخواست آنان به آنان کمک هم کرد

حجت‌الاسلام بیگدلی در ادامه با اشاره به ۲۵ سال محرومیت و خانه‌نشینی علی(ع) گفت: «می‌بینیم که علی(ع) با این مقام شامخ و جایگاه والا ۲۵ سال از مقام خلافت فاصله می‌گیرد و به کشاورزی مشغول می‌شود و نه تنها توطئه، بلکه کوچک‌ ترین اقدامی هم علیه حاکمان برای نیل به حق مسلمش هم نمی‌کند. و حتی در دوران حکومت خلفای سه‌گانه در پی درخواست آنان به آنان کمک هم می‌کند و مشاوره هم می‌دهد؛ زیرا سرنوشت مردم و جامعه اسلامی مهم‌تر از هر چیز دیگری است.

امام علی(ع) برای این مصلحت مهم‌‍تر و حفظ وحدت امت اسلامی ۲۵ سال در برابر تصاحب حق خود توسط دیگران سکوت و حتی در مواردی که از وی خواسته می‌شود به آنان کمک هم می‌کند تا این‌که پس از ۲۵ سال در دوران عثمان دستگاه خلافت و جامعه اسلامی مبتلای به فساد، تبعیض و بی‌عدالتی می‌شود تا جایی که مردم بارها علیه خلیفه دست به شورش می‌زنند و جالب این‌که علی(ع) نه تنها از شورشیان حمایت نمی‌کند، بلکه بارها به درخواست عثمان واسطه بین خلیفه و مردم برای حل مشکل می‌شود!»

*علی(ع) در ماجرای شورش مردم علیه خلیفه سوم، نه تنها از شورشیان حمایت نکرد، بلکه تا آخرین لحظه کوشید که مانع بروز خشونت شود

بیگدلی با اشاره به تلاش‌های علی(ع) برای آرام کردن شورشیان علیه خلیفه سوم گفت: «درآخرین شورش هم که شورشیان کاخ خلیفه را محاصره کرده بودند و قصد کشتن او را داشتند باز علی(ع) نه تنها حمایتی از شورشیان علیه خلیفه نمی‌کند، بلکه تا لحظات آخرنهایت سعی خود را می‌کند که مانع بروز خشونت شود و چون مردم نزد امام علی(ع) جمع شدند، و در آنچه از عثمان ناپسند می‌داشتند، شکایت کردند و از وی خواستند تا از سوی آنان با وی گفت‌وگو کند، و رضایت آنان را از او بخواهد، امام بر عثمان درآمد و گفت: “مردم پشت سر منند، و مرا میان تو و خودشان میانجی کرده‌اند. به‌خدا، نمی‌دانم به تو چه بگویم؟ چیزی نمی‌دانم که تو آن را ندانی، تو را به چیزی راه نمی‌نمایم که آن را نشناسی. تو می‌دانی آنچه ما می‌دانیم.

ما بر تو در چیزی سبقت نجسته‌ایم تا تو را از آن آگاه کنیم، جُدا از تو چیزی نشنیده‌ایم تا خبر آن را به تو برسانیم. دیدی چنان‌که ما دیدیم، شنیدی چنان‌که ما شنیدیم. با رسول خدا (ص) بودی چنان‌که ما بودیم. پسر ابوقحافه، و پسر خطاب در کار حق از تو سزاوارتر نبودند. تو از آنان به رسول خدا نزدیک‌تری، که خویشاوند پیامبری، داماد او شدی و آنان نشدند. خدا را، خدا را، خویشتن را بپای. به‌خدا، تو کور نیستی تا بینایت کنند، نادان نیستی تا تو را تعلیم دهند.راه‌ها هویداست، و نشانه‌های دین برپاست. بدان که فاضل‌ترین بندگان خدا نزد او امامی است دادگر، هدایت‌شده و راهبر که سنتی را که شناخته است بر پا دارد، و بدعتی را که ناشناخته است بمیراند.

سنت‌ها روشن است و نشانه‌هایش هویداست، و بدعت‌ها آشکار است و نشانه‌هایش برپاست، و بدترین مردم نزد خدا امامی است ستمگر، خود گمراه و موجب گمراهی کسی دیگر، که سنت پذیرفته را بمیراند، و بدعت واگذارده را زنده گرداند.

و من از رسول خدا (ص) شنیدم که گفت: روز رستاخیز امام ستمگر را بیاورند، و او را نه یاری بود، نه کسی که از سوی او پوزش خواهد، پس او را در دوزخ افکنند، و در آن، چنان گردد که سنگ آسیا گردد، سپس او را در ته دوزخ استوار ببندند. من تو را به‌خدا سوگند می دهم که امام کشته شده این امت مباشی، چه [در زمان رسول خدا(ص)] گفته می‌شد که: در این امت امامی کشته گردد، و با کشته شدن او درِ کشت و کشتار تا روز رستاخیز باز شود، و کارهای امت بدو مشتبه ماند، و فتنه میان آنان بپراکند. چنان‌که حق را از باطل نشناسند، و در آن فتنه با یکدیگر بستیزند و در هم آمیزند.”

شما را به‌ خدا، آیا در تاریخ کسی را سراغ داریم که شایسته‌ترین فرد برای حکمرانی باشد و دوستان او ۲۵ سال او را از حق مسلم خود محروم دارند و او بدون لحاظ همه این جفاها این‌گونه برای دوستان خود دل‌سوزی کند و نه تنها سر سوزنی به دنبال تحریک مردم علیه آنان و کسب قدرت نباشد، بلکه نهایت تلاش خود را برای بقای آنان مصروف دارد؟!»

*لازمه حق آزادی مردم در تعیین سرنوشت خود این است که مردم بتوانند زمامدار خود را در کمال آزادی و بدون کوچک‌ترین تحمیلی از ناحیه شخص یا نهادی انتخاب کنند

حجت‌الاسلام بیگدلی در ادامه با اشاره به رفتار علی(ع) بعد از قتل خلیفه سوم به دست مردم و اتفاق نظر مردم بر دعوت از آن حضرت برای قبول مسند خلافت گفت: «لازمه حق آزادی مردم در تعیین سرنوشت خود این است که مردم بتوانند زمامدار خود را در کمال آزادی و بدون کوچک‌ترین تحمیلی از ناحیه شخص یا نهادی انتخاب کنند.

از این‌رو وقتی مردم فراهم آمدند و به اصرار از علی(ع) خواستند که زمامداری آنان را بپذیرد، فرمود: “مرا رها کنید و غیر مرا بخواهید؛ زیرا ما با حادثه ‏ای روبرو هستیم که آن را چهره ‏ها و رنگ‌هاست، حادثه ‏ای که دل‌ها بر آن استوار، و عقل‌ها بر آن پایدار نمی‏ماند. آفاق حقیقت را ابر سیاه گرفته، و راه مستقیم دگرگون و ناشناخته شده است.

بدانید اگر خواسته شما را پاسخ دهم بر اساس آنچه خود می‏دانم با شما رفتار می کنم، و به گفتار هیچ گوینده و سرزنش هیچ سرزنش کننده ‏ای توجه نمی‏کنم. و اگر رهایم کنید مانند یکی از شما خواهم بود، و شاید شنواتر و فرمانبردارتر از شما برای کسی باشم که حکومت خود را به او می‏سپارید. و من برای شما به وزارت بنشینم بهتر از قیام به امارت است.”»

*امام علی(ع) به صراحت می‌گوید که مردم هر کس را به زمامداری برگزینند وی به احترام انتخاب مردم آن را می‌پذیرد و حتی مطیع‌ترین فرد نسبت به حاکم منتخب خواهد بود

این استاد دانشگاه افزود: «امام(ع) به صراحت می‌گوید که مردم هر کس را به زمامداری برگزینند وی به احترام انتخاب مردم آن انتخاب را می‌پذیرد و حتی مطیع‌ترین فرد نسبت به حاکم منتخب خواهد بود. امیرمؤمنان با همه شایستگی‌هایی که داشت – به‌طوری که احدی را با او قیاس نتوان کرد- کلمه‌ای در نفی آزادی مردم در حق انتخاب زمامدار نگفت و گامی برخلاف این حق برنداشت!

امیرمؤمنان وقتی مردم برای بیعت با او هجوم آوردند و او را وادار به قبول خلافت کردند به جای این‌که با تاکید بر شایستگی‌های مسلم خود آنان را بر بیعت خویش حریص‌تر کند بر حق انتخاب مردم تاکید و تصریح می‌کند که سرنوشت سیاسی مردم باید به دست خودشان باشد و هیچ‌کس حق ندارد که به جای مردم تصمیم بگیرد. حضرت به‌‌ صراحت فرمود: “ای مردم، در برابر همگان و با اجازه شما می‌گویم که این امر (حکومت) امر شماست.هیچ‌کس به‌جز کسی که شما او را امیر خود گردانید، حق امارت بر شما را ندارد. ما دیروز هنگامی از هم جدا شدیم که من قبول ولایت را ناخوشایند داشتم، ولی شما این را نپذیرفتید. آگاه باشید که من کسی جز کلیددار شما نیستم و نمی‌توانم حتی یک درهم را به ناروا از بیت‌المال برگیرم. اگر بخواهید بر این مسند می‌نشینم و اگر نخواهید با کسی کینه و از کسی گله‌ای ندارم.”» (الکامل فی‌التاریخ، ج۳، ص ۱۹۳-۱۹۴)

*علی(ع): که اگر اصرار شدید مردم و پیمان الهی از دانایان بر حمایت از مظلوم نبود خلافت را قبول نمی‌کردم

بیگدلی در ادامه با اشاره به چرایی قبول خلافت از سوی امام علی(ع) گفت: «مولا علی(ع) خود در باره چرایی قبول مسند خلافت بعد از اتفاق نظر و اصرار شدید مردم می‌فرماید: “سوگند به شکافنده بذر و آفریننده جان، اگر نبود حضور فشرده مردم برای بیعت، و عهدی که خدای ازعالمان گرفته است که بر شکمبارگی ستمگر و محرومیت ستمدیده صحه نگذارند، حتما افسار خلافت را رها می‏کردم و هرگز زیر بار مسؤولیت نمی‏رفتم و همان گونه که در آغاز، خلافت را وا نهادم در پایان نیز می‏ هشتم، و می ‏دیدید این دنیایی که بدان می ‏نازید و دین بدان می ‏بازید، در دیدگاه من ازآب بینی ماده بزی بی‏ ارزش‏تر است.”»

*از منظر اسلام هم اساس حکومت و هم تعیین حاکمان باید با رضایت مردم باشد. البته این معنا ربطی به مقوله امامت معنوی و حقانیت و شایستگی انبیا و ائمه اطهار(ع) برای زمامداری ندارد

حجت‌الاسلام بیگدلی با جمع‌بندی بحث ارائه شده گفت: «بر اساس آنچه گفته شد؛ از منظر اسلام هم اساس حکومت و هم تعیین حاکمان باید با رضایت مردم باشد. البته این معنا ربطی به مقوله امامت معنوی و حقانیت و شایستگی انبیا و ائمه اطهار(ع) برای زمامداری ندارد؛ بله، بدون تردید، چه مردم بخواهند و چه نخواهند علی(ع) امام معنوی بود و هست و شایسته‌ترین فرد برای زمامداری و امام منصوص بود و پیروی از او و انتخاب او به زمامداری واجب شرعی بود و در صورت استنکاف مردم از پیروی و عدم انتخاب آن حضرت به زمامداری، مردم برخلاف دستور خدا عمل کرده و مبتلای به خسران دنیوی و اخروی می‌شوند، اما خداوند متعال به هیچ‌یک از انبیا و اولیا اجازه نداده است که حکومت خودشان را به زور بر مردم تحمیل کنند؛ زیرا اگرامیرالمؤمنین امام علی(ع) بخواهد به زور سرنیزه بر مردم حکومت کند، این نوع حکومت دیگر حکومت الهی و اسلامی نخواهد بود و مصداق بارز دیکتاتوری خواهد بود و دیکتاتوری در مقام زمامداری هیچ نسبتی با نبوت و امامت ندارد! اگر علی بخواهد با زور شمشیر بر مردم حکومت کند که دیگرعلی نیست!»

*علی(ع) خطاب به مردم: هیچ‌کس به‌جز آن‌که مردم او را انتخاب کنید؛ حق حکومت بر شما را ندارد

بیگدلی افزود: «شیعیان باید افتخار کنند که پیرو امام علی(ع) هستند که علی‌رغم داشتن آن همه صلاحیت‌ها و منصوص بودن امامت و حکومتش از جانب خدا فرمود: “ای مردم در برابر همگان و آشکارا می گویم که این کار حکومت از آن شماست”، و نمی‌گوید چون خدا گفته من بر شما حکومت می کنم! و تصریح می‌کند که: “هیچ‌کس به‌جز آن‌که شما او را انتخاب کنید؛ حق حکومت بر شما را ندارد.”»

*بیعت با زمامداران باید کاملا شفاف و با رضایت مردم باشد

بیگدلی با تأکید بر ضرورت شفاف بودن بیعت با زمامداران گفت: «وقتی اصحاب رسول خدا(ص) و مردم بعد از قتل عثمان به منزل علی(ع) رفتند و گفتند: “به خدا قسم ما دست برنخواهیم داشت تا با تو بیعت کنیم.”، حضرت حتی بیعت در منزل و از روی احساسات و غلیان هیجانات مردم را نپذیرفت و در قبال اصرار و فشار مردم فرمود: “…فَفِی الْمَسْجِدِ، فَإِنَّ بَیْعَتِی لاَ تَکُونُ خَفِیًّا، وَ لاَ تَکُونُ إِلاَّ عَنْ رِضَی الْمُسْلِمِینَ؛ … اگر بناست که بیعتی باشد پس مراسم بیعت باید در مسجد [و علنی و شفاف و در حضور مردم باشد]؛ زیرا بیعت با من نباید مخفی و جز با رضایت مسلمانان باشد.” (تاریخ الطبری، ج ۴، ص ۴۲۷)

پس این نکته مسلم است که امام علی(ع) حکومت را جز با اصرار شدید مردم نپذیرفت و خود حضرت نیز بر این نکته تصریح و تاکید کرده و فرموده است: «وَاللّهِ مَا کَانَتْ لِی فِی الْخِلاَفَةِ رَغْبَةٌ، وَ لاَ فِی الْوِلاَیَةِ إِرْبَةٌ، وَ لکِنَّکُمْ دَعَوْتُمُونِی إِلَیْهَا، وَ حَمَلْتُمُونِی عَلَیْهَا؛

به‌خدا سوگند، مرا نه در زمامداری گرایشی بود، و نه در سرپرستی نیازی و خواهشی، بلکه این شما بودید که مرا بدان فرا خواندید، و بر پذیرش و عهده‌دار شدن آن واداشتید.”» (نهج‌البلاغه، کلام ۲۰۵)

*علی(ع) احدی را مجبور به بیعت با خود نکرد

حجت‌الاسلام بیگدلی با مردود اعلام کردن بیعت اجباری و تحمیلی گفت: «علی(ع) احدی را مجبور به بیعت با خود نکرد. وقتی ماجرای بیعت به پایان رسید و علی(ع) به خلافت انتخاب شد، معلوم شد چند نفر از اشخاص معروف، مثل حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، محمد بن مُسًلمة، عبدالله بن عمر، زید بن ثابت، اسامة بن زید و سعد بن ابی وقاص بیعت نکرده‌اند.( تاریخ طبری، ج۴، ص ۴۳۰)‌

امام(ع) آنان را احضار کرد و علت عدم بیعتشان را جویا شد. هر یک دلیلی آورد و امام(ع) بدون هیچ‌گونه تندی و برخوردی، آنان را مرخص کرد و حتی جلو برخورد تند برخی از یاران خود را با آنان نیز گرفت و اجازه اخذ بیعت اجباری را به کسی نداد. طلحه در روز جنگ جمل به علی (ع) گفت: “کار خلافت را رها کن.” علی(ع) به او گفت: “این سخن را در حالی می‌گویی که با من بیعت کرده‌ای؟” طلحه گفت: “در حالی با تو بیعت کردم که شمشیر بالای گردنم بود.

“علی(ع) گفت: “من هیچ‌کس را مجبور به بیعت با خود نکرده‏‌ام. اگر قرار بود کسی را مجبور کنم، سعد بن ابی وقاص، عبد الله بن عمر، محمد بن مسلمه را مجبور می‏‌کردم. آنان از بیعت با من خودداری کردند و در گوشه‏‌ای نشستند و من نیز آنان را رها کردم‏.”(الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۷۰)همچنین وقتی بعد از بیعت طلحه و زبیر با امام ، سعد بن ابی وقاص را آوردند و گفتند: “با علی بیعت کن.”، او گفت: “بیعت نمی‌کنم تا همه مردم بیعت کنند، به خدا مایه زحمت نخواهم شد.” امام نیز فرمود: “بگذارید برود.” (مفید، الجمل، ص۵۱ و ۱۳۱)

پس از بیعت عمومی مردم، امام علی‏(ع) به عبداللَّه بن عمر فرمود: “برخیز و بیعت کن.” گفت: “بیعت نمی‏کنم تا همه بیعت کنند.” امیرالمؤمنین‏(ع) فرمود: “پس عهد کن که مخالفت نکنی.” پاسخ داد: “هیچ عهدی نمی‏ کنم.” مالک اشتر که از لجاجت عبدالله، ناراحت شده بود، به امام(ع) گفت: “این شخص خود را از تازیانه و شمشیر تو ایمن می‌بیند، اجازه بده گردنش را بزنم.” امام علی (ع) فرمود: “من نمی‌خواهم از روی اجبار بیعت کند، رهایش کن برود…”» (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۴، ص ۹)

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
489
روز گذشته
انتخابات ۹۶

خبرنگار ما شوید