هاشمی؛ مدافع اصلی " اعتدال" ، مخالف سرسخت" رادیکالیسم"
رفتن به بالا

پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۲ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 14 August
    تهران لطیف
    ٩١(°F)
    وزش باد ۵(mph)
    فشار ٢۵.٨٧(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۵.٨٧(in)
اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۲
  • کد خبر : 11598
  • یادداشت
  • چاپ خبر : هاشمی؛ مدافع اصلی ” اعتدال” ، مخالف سرسخت” رادیکالیسم”
download (1)

ميلاد انصاري ( عضو حزب اعتماد ملی و دبير سياسي اتحاديه دانشجويان دانشگاه آزاد كشور)

برخلاف همه آن‌هايي كه گفتند و نوشتند ” ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم” من با تمام بغض مي‌نويسم” من از دي ماه پر از مرگ ، واهمه دارم”
شهادت اميركبير، رادمرد اصلاح طلب و وطن پرست نامدار ايراني و مرگ آيت الله هاشمي رفسنجاني، “چرچيل اسلامي” گوياي اين مدعاست.
در برهه زماني كه كشور نيازي جدي به مقابله با افراطي‌گري ، اصلاح امور ، ثبات و آرامش داشت، و هاشمي تمام قد براي ” حكومت قانون”، حد و حدود قدرت افراد خط و نشان مي‌كشيد و براي ضرورت و كاركرد آزادي تلاش مي‌كرد ، براحتي از صحنه سياست و زندگي حذف شد.
نقش استراتژيك هاشمي در سپهر سياسي كشور و مرگ او در اين برهه حساس باعث شده است ،كه هيچ كسي نتواند نقش او را بازي كند و يا هيچ آلترناتيويي تا سال هاي آتي در سپهر سياسي ايران براي او تعريف نشود.
اين ياداشت به مناسبت سالروز مرگ هاشمي نگاشته شده و در آن سعي مي شود به كنش و واكنش‌هاي هاشمي رفسنجاني در سپهر سياسي كشور و تبعات فقدان ايشان براي جامعه پرداخته شود.
عليرغم اينكه گفتمان كارگزاراني در سال‌هاي گذشته در عرصه سياست ، اقتصاد و… داراي اشتباهات فاحشي بوده است كه به تبع، دور شدن يا نزديك شدن محتاطانه به توسعه سياسي نتيجه سنگ اندازي افراطيون ، دلواپس‌هاي كاسب و بنيان گفتمان‌هاي كارگزاراني است
ولي استحاله‌گري و چرخش‌هاي راست به چپ اين گفتمان كه باعث تغيير نسبي رويكرد آن‌ها و ايجاد پايگاه عظيم اجتماعي براي اين جريان شد، غير قابل انكار است.
في الواقع دست برداشتن مقطعی و بر حسب مقتضيات سياسي – زماني مبتني بر حركت به سمت مردم، نمود نبود دگماتيسم سياسي در اين جبهه است.
اگر چه هر شخصيت سياسي در دوران صدارت خود داراي اشتباهاتي است ، كه آيت الله هاشمي هم از اين قاعده مستثنی نيست. ولي تغيير رويكرد سياسي در يك دهه اخير و قرار گرفتن در كنار مردم باعث شد، كه نگاه‌ها به سال‌هاي اواخر عمر او معطوف شود و اشتباهات گذشته ايشان به‌طور نسبي فراموش و در سپهر سياسي ايران به يك شخصيت كاريزماتيك و قابل اعتمادي مبدل شود.
هاشمي مخالف سر سخت ” راديكاليسم”، مدافع واقعي “اعتدال” و تابع مطلق “قانون” بود كه آن را حتي در برابر اشتباهات فرزندان خود رعايت مي‌نمود و از چارچوب قانون عدول نمي‌كرد.
در برهه حساس سال ٨٤ با توجه به اينكه دولت اصلاحات هنوز قوه‌ي اجرايي كشور را در اختيار داشت و اين روند به راحتي با تدبير بيشتر و لجاجت كمتر قابل تداوم بود . فلذا هاشمي مي‌توانست با اصلاح طلبان يكي شود و خود كنار رود ، تا با اين حركت سنجیده به اجماع اصلاح طلبان كمك کند و مانع از سبد آرايي پرتفوي گونه شود، اما عملاً از انجام اين مهم سر باز زد .
و با كثرت كانديداي اصلاح طلب راه براي شكل‌گيري پوپوليسم و تفكر خطرناك و ويرانگر “احمدي نژاديسم‌” هموار شد . ولي با همه اين وجود هاشمي با تمام قوا در مقابل احمدي نژاد ايستاد تا اينكه در آخر تسليم حركت‌هاي دموكراتيك مبتني بر دموكراسي شد.
بنابراين بعد از اين همه وقايع تلخ، كشور جولانگاه افراطيون شد . تمام حد و مرزهاي قانون و اخلاق را در هم شكستند به طوريكه فقط به جنبه ماكياولي سياست توجه داشتند، و علناً كشور را به ميدان گلادياتور بازي تبديل نمودند. اما هاشمي همچنان اميدوار به آينده بود. ” صبر و اميد” در گفته‌هايش موج مي‌زد. بعد از سال‌‌‌ها سكوت بالاخره بعد از حوادث و رخدادهاي مربوط به سال ٨٨ در روز ٢٦ تير روزه سكوت را شكست و در خطبه‌هاي نماز جمعه با صدايي بغض آلود و چشماني اشك بار گفت” لازم نيست در اين شرايط عده‌اي را با اين نام در زندان ببينيم” بعد از آخرين حضورش در جايگاه خطيب نماز جمعه توسط افراطيون با انگ و بر چسب‌هايي واهي نظير “اصل فتنه و يا ساكت در فتنه” بي‌شرمانه هجمه‌هاي زيادي را عليه او ساماندهي كردند . اما بر خلاف همه جو سازي انجام شده توسط افراطيون، هاشمي به مردم نزديك‌تر شد، و به يك شخصيت “كاريزماتيك” در سپهر سياسي ايران تبديل شد .
وقتي در مناظرات تلويزيوني سال ٨٨ توسط احمدي نژاد تخريب شد، سخني بر زبان نياورد ( نامه اي به رهبري نوشت و مواردي را راجع به احمدي نژاد ، گوشزد كرد . كه مفاد نامه و پيش بيني هاي هاشمي امروز بيش از هر زمان ديگري براي مردم قابل لمس مي باشد، و بايد گفت بعد از ميرحسين فقط تو بودي كه احمدي نژاد را شناختي! ) و همچنان بر مدار صبر و اميد نظاره گر شرايط بود . و بعد از رد صلاحيتش در انتخابات ٩٢ كه شائبه‌هاي بسياري ايجاد كرد ، با يك استراتژي حساب شده و با آلترناتيو كردن حسن روحاني به تفكر چپاول‌گر احمدي نژاديسم پايان داد .
اسفند ماه ٩٤ با استراتژي ” ليست اميد ” كه توسط دلواپسان ليست موسوم به انگليسي‌ها قلمداد شد تا مانع از رأي آوري نامزدهاي اين ليست شود. اما نقشه‌هاي آن‌ها يكي پس از ديگري توسط مردم نقش بر آب شد و رخداد فراموش نشدني “تهرانيسم” رخ داد. تا هيچگاه نقش مردم در بزنگاه‌هاي مهم فراموش نشود ، و وقتي با همت مردم توانستند تمام دلواپسان را شكست دهند ، افاضه كرد:” ديگر مي‌توانم راحت بميرم” آرزوي محالي نبود، تا اينكه در ١٩ دي ماه ٩٥ در يك روز سرد زمستاني به آرزويش رسيد.
بدرقه با شكوه و ميليوني مردم نتيجه كنش‌هاي او ، اثبات عِرق مردم و بي اثر جلوه دادن انگ‌هاي واهي دلواپسان بود.
اما نبود ايشان در وهله اول براي جامعه تبعات سنگيني خواهد داشت ، زيرا خشونت ، افراطي گري و تماميت خواهي در جامعه بيداد مي كند. كما اينكه اگر هاشمي زنده بود ، با اين اوضاع نا به سامان مقابله و شايد هم استراتژي التيماتوم را در پيش مي گرفت .
در وهله ي دوم فقدان هاشمي ، به سر درگمي اعتداليون منجر شده است، زيرا ايشان پدر معنوي اعتدال بود. و سناريوهاي پر پيچ و خم مهندسي شده جناح مقابل را با فراست و ذكاوت سياسي خود بر هم ميزد . حركات و تحريكات كانفورميستي گونه دولت و فشار و هجمه هاي عليه دولت اعتدال گرا مبيين اين موضوع است.
در وهله سوم تركش‌هاي نبود آيت‌الله به جسم نيمه جان اصلاحات هم اصابت خواهد كرد. و كما اينكه زمينه طرد بعضي از اصلاح طلبان را هم فراهم می‌كند. زيرا هاشمي حلقه واصله اصلاحات به بدنه حاكميت بود و در شرايطي كه امروزه هيچ كسي نيست ، كه در عرصه سياست نقش او را كند. و ارتباطات او را با فرزندان مخالفين سرسخت جريان اصلاحات برقرار سازد.
نكته ي مهم و آخري كه با مرگ هاشمي قد علم كرد اين است كه
مجموعه دانشگاه آزاد كه با تلاش هاي بي بديل آيت الله هاشمي رفسنجاني ، به يكي از بزرگترين مجموعه علمي ( سواي از كيفيت آن) كشور تبديل شد و نقش بسزايي در كسب علم و ترويج فرهنگ علم آموزي داشته است.
در نبود هاشمي و ورود مرد ٣٧ شغله كشور همين مجموعه ي علمي را به مكاني براي تسويه حساب شخصي و حاكم كردن تفكرات عقيم خودشان تبديل نمودند .
و اين مجموعه دچار يك سياسي كاري مفرطي گرديد، بطوريكه با تفكرات و همفكران هاشمي بدترين برخورد را داشته اند، و سياست هاشمي زدايي هم در صدر برنامه هايشان قرار دادند.
اين همه بي مهري هم توسط ديپلمات سابق دولت هاشمي، كسي كه جاي ٣٦ جوان جوياي كار را گرفته، به دور از انتظار نمي باشد.

“تفو بر تو اي چرخ گردون تفو”

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
452
روز گذشته
انتخابات ۹۶

آخرین عناوین خبری

خبرنگار ما شوید