رفتن به بالا

پایگاه رسمی اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۵ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 24 November
    تهران Mostly Cloudy
    ۴٨(°F)
    وزش باد ٩(mph)
    فشار ٢۶.٠٠(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 0-Low
    رطوبت ٢۶.٠٠(in)
اوقات شرعی

photo_۲۰۱۷-۱۰-۱۴_۱۵-۰۸-۴۴

* یاسر شعبانی فر، جانشین رییس دفتر سیاسی اعتمادملی کردستان

ایران محور شرارت، ایران بزرگترین حامی تروریست، ایران بازیگر بد، ایران عامل اغتشاش منطقه، ایران کشوری که مردمانش گرسنه اند و دولتمردانش در حال اختلاس، ایران عامل بی ثباتی جهان، ایران روی دیگر سکه ی داعش…
کلمات و جملات فوق نمونه هایی از دهها و بلکه صدها نمونه ی موجود لجن پراکنی ای است، که سران ایالات متحده و نوچه هایشان در منطقه، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی روزانه بر زبان می آورند…

اینکه رقبای منطقه ای و فرا منطقه ای ما که در حوزه ی تصاحب منافع، بردار خلاف سو و جهتِ ما هستند چه میگویند و دلیلش چیست و چه نیتی دارند قابل درک‌است و نمیتوان بر آن ایراد گرفت، چرا که از روز اولی که جمهوری اسلامی تلاش کرد که گفتمان و طرح جدیدی را در حوزه ی اداره ی مُلک و ملت و آداب مسلمانی و شهریاری و حکومت داری ارائه دهد، مشخص بود که دهها و بَل صدها اپوزیسیون در داخل و خارج مرزها بر علیهش می ایستند.
انقلابی که در بهمن ۵۷ صورت گرفت بد یا خوب، زیبا یا زشت، سفید یا سیاه، صفر یا صد نتیجه سالها مبارزه ی مردان و زنانی بود که رهایی خود و جامعه را در یک‌سنتز جدید تحت عنوان ( جمهوری اسلامی ) تعریف میکردند.

آنچه که دینامیسم حرکت در سالهای منتهی به انقلاب بود را میتوان ذیلِ هشت دوگانه نشان داد:

۱-خواص گرایی(بخوانید ساختارهای الیگارشیک) _ عموم گرایی

۲-اختناق سیاسی _ آزادی سیاسی

۳- برخورداری از انواع رانتِ اطلاعاتی _ گردش آزاد اطلاعات

۴- نا آگاهی مردم از مواضع حقیقی مسئولان _ شفافیت روابط بین مسئولان و عیان بودن آراء و مواضعشان برای مردم

۵- کاخ نشین _ کوخ نشین

۶- سازش _ مبارزه

۷- ظالم _ مظلوم

۸- فربه _ لاغر ( انباشت سرمایه_ تقسیم سرمایه )

جوانانِ سال ۵۷ و پیرمردانِ مدیر و وکیل و وزیر امروز بایستی بدانند که با فاصله گرفتن از هر یک از این ۸ دوگانه ی آرمانی، مردم از تمام دوگانه ها فاصله میگیرند و البته از خود آنان نیز…

این دوگانه ها آرمان های انقلابی بود که به پای آن خون ریخته شد و صد ها هزار نفر ساعت وقت برای مبارزه ی در راه آن هزینه شد…
اگر قرار بر این است که کل آرمان های انقلاب ۵۷ را به فراموشی بسپاریم که با یک‌اعلام عمومی تکایف همه را روشن کنند لکن اتخاذ سیاست یک بام و دو هوا پایان مناسبی نخواهد داشت…
در نتیجه هر مسئول و یا دولتی و یا قوه ای که در روند حرکت خود، انقلابی گرایی را مد نظر قرار ندهد به نحوی به انقلاب خیانت کرده.

اولی میگوید: ژن من خوب است و مدیریت و وزارت و صدارت و ریاست جز من، بر باقیِ مردم حرام است.

دومی میگوید: میکروفون خبرنگاری را به زمین کوبیدم و در مقابل اعتراض یک مقام پایینتر با بیشعور خواندن وی او را تهدید به عزل کردم.

سومی میگوید: هر چه که هست بگذارید بین خودمان و برای خودمان و با خودمان باشد.

چهارمی میگوید: تریبونی شدن اختلافات مسئولان به آرامش کشور و اعتماد مردم لطمه میزند.

پنجمی میگوید: خانه ی من در دروس است حسن در نیاوران و بیژن در الهیه و هوشنگ در قلهک و عباس در زعفرانیه و…

ششمی میگوید: آزمایشات موشکی و تحقیقات در حوزه ی علوم فضایی را به کنار بیندازید مثل همین صنعت هسته ای، مبادا کدخدا خوشش نیاید.

هفتمی میگوید: گور بابای کارگران فلان معدن ذغال سنگ و بهمان مال باخته ی فلان موسسه ی مالی و اعتباری و مردمانی که در فلان خیابان یک ماه است که خوابیده اند.

هشتمی میگوید: بچه ی آخرم را در کانادا به دنیا آورده ام و بهتر است برای بقیه بچه ها به فکر گرین کارت و…باشم!

حقیقت این است که مسئولین هر چقدر از این ارزش ها فاصله بگیرند اولین چیزی که تحت تاثیر قرار خواهد گرفت سبکِ زندگی مردم خواهد بود. با این درآمد ملی و این تورم و این رکود و این پس انداز عمومی و این سطح بهداشت و این ذخایر ارزی و بدهی خارجی وقتی فلان مسئول پس از ترسیم نمودارِ سبک زندگی اش، در سمتِ راست هشت گانه ی فوق قرار میگیرد نباید هم از مردم انتظار داشت پس از انعقادِ معاهده یِ برجام پایکوبان به خیابان نریزند! چرا که مردم تحملِ هیچ درد و رنجی را ندارند! زمانی مردم توانستند خرمشهر را پس بگیرند و اروند را حفظ کنند و فاو را آزاد کنند و با سیلی صورت خود را سرخ کنند که میدانستند در خانه ی رییس جمهور و نخست وزیرشان هم برنج پیدا نمیشود!

این است که بی عملی و ثروت اندوزی و انحصار طلبی و اختلاس به عنوان یک راه خیانت به انقلاب طی سالیان اخیر نمودِ بیش از پیش پیدا کرده…

سوی دیگر جفای به انقلاب اما بدعلمی و سهل اندیشی و سر به هوایی در سیاست خارجی طی دو دهه ی اخیر است. ( دولتهای نهم تا یازدهم)
سر به هوایی تا جایی وقتی تمام فکر و ذکر مسئولین برجامی میشود که قطعه قطعه در حال تدفینش هستند بازهم قصد بازنگری در الگوهای سیاست خارجی را ندارند !

در فقره ی برجام دولت یازدهم همانقدر مقصر است که دولت دهم و نهم! وقتی یک‌دکترینمشخص برای سیاست خارجه وجود ندارد از یک رییس جمهور به رییس جمهور دیگر سیاست خارجی ما در موضوع هسته ای دچار تغییرات ماهوی و اساسی میشود طبیعی است که پس از دو سال محمد جواد ظریف وزیرِ وطن پرست و دلسوز امور خارجه بگوید: ( ما هنوز نمی‌توانیم در انگلستان یک حساب بانکی باز کنیم. )
و این یعنی تقریبا ( همان هیچی ) که ولی الله سیف در آمریکا گفت!

و این یعنی تحریم چرخه ی دلار کماکان به قوت خود باقیست البته با کمی شُل کن سِفت کُن! یعنی تراکنش و نقل و انتقالات برای اتباع و نهادها و بانکها و…تقریبا غیر ممکن است! ظاهرا این ممنوعیت نه تنها باقی مانده بلکه هیچ بحثی هم در مورد زمان برداشته شدن آن نیست!

سیاست خارجی دولت یازدهم را نقد نمیکنم و زحمات تیم مذاکره کننده را نادیده نمیگیرم که اصلا بحث من‌بر سر این موضوعات نیست! بحث من بر سر این است که با بی دقتی های پیاپی و ایجاد هزینه های مداوم سرمایه و اعتبار این مملکت ضربه میخورد! بحث من این است که چرا قرار بود برجام به عنوان یک‌الگوی ناموفق برای تغییر سیاست های جمهوری اسلامی برجسته شود؟! بحث من این است که دولت مهرورزِ مدعیِ مدیریتِ جهانی تا چه حد به برجامیون برای به قناعت رساندن مردم در این موضوع کمک کردند!؟

برجامی که قرار بود الگوی تغییرات بعدی باشد و جمهوری اسلامی را به یک شهروند خوب در دهکده ی جهانی با کدخدایی آمریکا بدل کند تا کجا قرار بود پیش برود؟!
تا ادغام کامل در ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی نظام جهانی؟!
تا قانع ساختن مردم در بابِ ضرورت تداوم مراودات دولتی ها با آمریکا آن هم بدون‌هیچ امتیازی؟!
تا زمینه سازی ورود سرمایه گذار خارجی باشد؟!
تا زمینه سازی برای تاسیس بانک های خارجی در ایران؟!
تا تغییر و تسهیل قوانین مالیاتی به نفع صاحبان‌سرمایه؟!
تا تغییر نرخ ارز شناور نفع وارد کنندگان؟!
تا عقد قرار دادهای نفتی ای چون توتال و…؟!
تا به نکاح در آوردن عروسِ معادن ایران و به هجله ی شرکت های غربی فرستادنشان؟؟

سیاست دوبام یک هوا یعنی خیانت به انقلاب….

اما آنچه که قطعا از اهداف برجام بود ادغام اقتصاد ایران در نظام سرمایه داری جهانی بود که به مثابه موتور حرکت برجام است. اگر تدبیری اندیشه میشد تا برجام از سرمایه داری ملی حمایت کند البته که اسباب خوشحالی بود و اتفاقا نمونه ی از یک تدبیر عاقلانه و حکیمانه بود.
لکن در این شرایط که سرمایه داری ملی ( تولیدکنندگان و کشاورزان و صنعتکارانی که به منافع سرمایه داری پیوند نخورده اند و با ظرفیت های درونی کشور یعنی کار و سرمایه داخلی تولید ثروت میکنند) در خطر هستند آنچه که اولویت است حمایت از این نیرویِ انقلابیِ داخلی در برابر کمپرادوریسم حاکم و سرمایه داری رانتی و تجاری است.

هرگونه ایجاد آسیب برای روند تولید ملی یعنی خیانت به انقلاب!

اما در شرایط کنونی که برجام به تضعیف سرمایه داری ملی منجر میشود اتحاد‌ میان همه طبقاتی که از برجام متضرر میشوند ضروری به نظر میرسد. بر احزاب پیشرو اصلاح طلب فرض است که به سرعت موضع خود را نسبت به برجام مشخص و به عنوان دولت در سایه آلترناتیو خود را تهیه کنند.

برجام هر چه هست نتیجه ی کنش و عمل اصولگرایان و اعتدالگرایانی است که از یک طرف با تضعیف اقتدار ملی کشور را با آن شرایط به پای میز مذاکره کشاندند و از طرف دیگر با بد عهدی دُوَلِ غربی با مذاکره ی ناشیانه و اعتماد بیش از حد شرایط را به اینجا رساندند.

هر گونه کوتاه آمدن در مقابل امپریالیسم تا تدوین یک دکترین دیگر در سیاست خارجی یعنی خیانت به انقلاب!!

اما موضوع دیگری که خطرش بیش از برجام است و در صورت صحَّت قضیه کشور را تهدید میکند IPC است.

در مدل جديد قراردادهای نفتی دولت يازدهم یعنی IPC که به اطلاع و تصويب نهادهای نظارتی از جمله مجلس نيز نرسيده است، كل فرايند اكتشاف، توليد و توسعه يك ميدان نفتی در طول عمر ميدان مزبور در ازای مالكيت بخش قابل توجهی از نفت استحصال شده توسط شركت طرف قرارداد، بصورت ( يكپارچه ) واگذار ميشود كه نوع تحول يافته قراردادهای ( امتيازی ) است.
نكته قابل توجه آنكه شركتهای طرف قرارداد ( آی پی سی ) می توانند قرارداد مزبور را در بورس لندن ثبت كنند و به دليل تملك بخشی از نفت ملت ايران، اعلام افزايش ( دارايی ) نمايند!
متاسفانه در طول چهارسال گذشته و در شرايطی كه همه ذهن ها را درگير ( برجام ) كرده اند ، وزارت نفت دولت يازدهم – كه مديران ارشدش سابقه انعقاد قرارداد كرسنت را در پرونده دارند – بنا دارند در قالب قراردادهای ( آی پی سی ) مالكيت منابع نفتی ايران را بی سر و صدا و بر خلاف ملی بودن صنعت نفت ايران به شركتهای نفتی غربی واگذار كنند.

هر گونه قرارداد خارجی که منافع ملی را تامین نکند نماد خیانت به انقلاب است…

از سیاست داخلی و وضعیت آزادی بیان و خبرنگاران و روزنامه نگاران و حبس ها و حصرها نمیگویم که تکرار مکررات است!

از اقتصاد و جیب مردم و مستضعفین گفتم تا مصادیق دیگر جفا و بد کرداری مورد توجه واقع شود و درمانی برای آن اندیشیده شود…
آنچه که مهم است این است که ضرورت انقلابی گری ابتدا در مسئولین بازتولید شود و تفکرات انقلابی در قالب هشت دوگانه ای که در ابتدای یادداشت آمده بود به رأس قوای سه گانه بازگردد. در غیر این‌صورت این روند که همانا خیانت به انقلاب است مدام بازتولید میشود…
تفاوتی هم نیست که این خیانت از در اثر بی علمی و سر به هوایی و ساده اندیشی از روی سهو باشد یا مثل همین پرونده جاسوسی ها و…از روی عمد!

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
189
روز گذشته
انتخابات ۹۶

خبرنگار ما شوید