رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی اعتماد ملی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
  • الخميس ۱۵ ذو القعدة ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 18 July
    تهران لطیف
    ٩٣(°F)
    وزش باد ۵(mph)
    فشار ٢۵.٨۵(in)
    محدوده دید ۶.٠(mi)
    اشعه فرابنفش 2-Low
    رطوبت ٢۵.٨۵(in)
اوقات شرعی

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-09-05 19:55:21Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

محمد هاشمی می‌گوید: همواره در فضای سیاسی كشور اصولگرایان دارای ۲۰ درصد پایگاه رای انتخابات ریاست‌جمهوری بوده‌اند. این در حالی است كه اصلاح‌طلبان نیز رقمی در همین حدود دارند و دارای پایگاه مشابه اصولگرایان هستند. در نتیجه كلید انتخابات ریاست‌جمهوری در «ائتلاف» است.

به گزارش اعتماد ملی به نقل از ایسنا، روزنامه «آرمان» نوشته است: مهندس محمد‌ هاشمی رفسنجانی رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام و برادر آیت‌الله اكبر‌ هاشمی رفسنجانی است. وی در دانشگاه بركلی كالیفرنیا تحصیل كرده و دارای فوق لیسانس مدیریت و دارای تحصیلات حوزوی است. از فعالیت‌های سیاسی محمد‌ هاشمی می‌توان به مشاركت فعال در نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) در دهه ۱۳۴۰ اشاره كرد كه به دستگیری و تبعید و زندانی شدن وی انجامید.

او در پایه‌گذاری و اداره انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم آمریكا مشاركت داشت. وی از اعضای شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی ایران بود و در تاسیس حزب كارگزاران سازندگی به عنوان عضو مؤسس شركت كرد. مهندس هاشمی همچنین از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۳ ریاست سازمان صداوسیما را برعهده داشت. به همین منظور و برای تحلیل و بررسی مهم‌ترین چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری و دلایل بالا رفتن میزان لغو سخنرانی شخصیت‌های سیاسی با مهندس هاشمی گفت‌وگو كردیم.

رئیس سابق صداو سیما معتقد است: «همواره در فضای سیاسی كشور اصولگرایان دارای ۲۰ درصد پایگاه رای انتخابات ریاست‌جمهوری بوده‌اند. این در حالی است كه اصلاح‌طلبان نیز رقمی در همین حدود دارند و دارای پایگاه مشابه اصولگرایان هستند. در نتیجه كلید انتخابات ریاست‌جمهوری در «ائتلاف» است. به همین دلیل هر كدام از جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا كه موفق شوند با گروه‌های بیشتری در انتخابات ائتلاف كنند به صورت طبیعی احتمال پیروزی بیشتری خواهند داشت».

در ادامه، متن گفت‌وگوی «آرمان امروز» با مهندس محمد‌ هاشمی را از نظر می‌گذرانید.

چرا میزان لغو سخنرانی در دولت آقای روحانی بالا رفته است؟ به نظر شما دلیل اصلی لغو سخنرانی‌ها را باید در شیوه مدیریت مدیران جست‌وجو كرد، یا اینكه فضای مدنی ایران به میزانی از بلوغ نرسیده كه بتواند سخنرانی‌های سیاسی و فكری را به صورت آزاد برگزار كند؟

یكی از دلایل بیشتر شدن تعداد لغو سخنرانی به مسائل امنیتی و اطلاعاتی باز می‌گردد كه ممكن است سخنرانی یك نفر در یك دانشگاه با حواشی غیر قابل كنترل مواجه شود. به همین دلیل نیروهای امنیتی تلاش می‌كنند از چنین سخنرانی‌هایی خودداری كنند. با این وجود دلیل مهم‌تری كه تعداد لغو سخنرانی‌ها در دولت آقای روحانی بالاتر رفته این است كه برخی از مدیرانی كه در دانشگاه‌ها حضور دارند یا در این زمینه تصمیم‌گیرنده هستند از گفتمان دولت قبل استفاده می‌كنند و با گفتمان دولت آقای روحانی همراه نیستند. مدیران زیادی در كشور حضور دارند كه از دولت قبل باقی مانده‌اند كه در دولت جدید مورد بازبینی و تجدید نظر قرار نگرفته‌اند. بسیاری از مدیرانی كه در حال حاضر در كشور حضور دارند توسط دولت آقای احمدی‌نژاد روی كار آمدند و در سطوح مختلف مدیریتی كشور رسوخ كردند. دولت آقای احمدی‌نژاد اغلب مدیران باقی مانده از دولت اصلاحات و سازندگی را خانه‌نشین كرد. شرایط به گونه‌ای بود كه اگر كسی از كوچه اصلاحات یا سازندگی نیز گذشته بود به دوران مدیریتش پایان می‌دادند و آن را خانه‌نشین می‌كردند. با این وجود این اتفاق در دوران آقای روحانی رخ نداد و آقای روحانی به یك باره مدیران كشور را تغییر نداد. دلیل اصلی این مساله نیز این بود كه تغییر یك باره و گسترده مدیران از نظر علمی و منطقی صحیح نیست و تغییر مدیران باید با برنامه‌ریزی و آینده نگری صورت بگیرد.

از سوی دیگر برخی آقای روحانی را جزئی از جریان اصولگرایی قلمداد می‌كنند و برخی نیز عنوان می‌كنند آقای روحانی به جریان اصلاحات تعلق دارد. به همین دلیل تركیبی از مدیران دو جریان سیاسی در دولت آقای روحانی حضور دارند. به نظر من برخی از مشكلات كشور با رأس هرم مدیریتی كشور ارتباطی ندارد و دلایل آن را باید در قاعده پایینی جامعه جست‌وجو كرد. در یك نظام دموكراتیك مسئولیت‌های مختلف بین افراد و گروه‌های مختلف تقسیم می‌شود و كسی نسبت به دیگری ارجحیت ندارد. ممكن است در این بستر گسترده دموكراسی و جمهوریت خطاهایی نیز صورت بگیرد كه تنها مربوط به مدیران نیست و سایر بخش‌های جامعه دموكراتیك نیز در آن نقش داشته باشند. به نظر من این رویكرد صحیح نیست كه به محض اینكه یك اتفاق ناخوشایند در كشور رخ می‌دهد برخی آن را به رئیس‌جمهور ارتباط می‌دهند و رئیس‌جمهور را مقصر آن قضیه می‌دانند. ممكن است برای یك رئیس دانشگاه حفظ امنیت و آرامش دانشگاه، از فضای مدنی و مسائل سیاسی مهم‌تر باشد و به همین دلیل اجازه ندهد امنیت دانشگاه توسط یك سخنران كه احتمال تنش و حاشیه‌سازی دارد مخدوش شود. در نتیجه ممكن است حفظ آرامش برای یك رئیس دانشگاه در اولویت نخست كاری خود باشد. به هر حال رئیس‌جمهور مدیران منتخب خود را انتخاب می‌كند و آنها را به كابینه دعوت می‌كند. مدیران هر بخش نیز براساس باورها و سلایق خود مدیران زیر مجموعه خود را انتخاب می‌كنند. در نتیجه مدیران هر بخش و مجموعه مسئولیت همان بخش را برعهده دارند و نمی‌توان همه مسائل را به رئیس‌جمهوری تعمیم داد.

راهكار جلوگیری از لغو سخنرانی‌ها چیست؟

به نظر من همه باید با سعه صدر و اخلاق اسلامی با این مساله برخورد كنند و برای عقاید دیگران احترام قائل شوند. در یك جامعه اسلامی انتظار می‌رود افراد آن جامعه با اخلاق اسلامی و رافت و برادری با هم برخورد كنند و اجازه بدهند دیگران نیز دیدگاه‌های خود را بیان كنند. متاسفانه یكی از دلایل اصلی چنین مسائلی ضعف اخلاق اسلامی در جامعه است كه باید مورد توجه مسئولان و مردم قرار بگیرد. از سوی دیگر هنگامی كه در یك جامعه اسلامی یك سخنران قصد دارد در یك مكان دانشگاهی و عمومی سخنرانی كند باید اخلاق را رعایت كند و به دیگران توهین نكند و عقاید دیگران را زیر سوال نبرد. هنگامی یك سخنران می‌تواند درباره عقاید دیگران اظهارنظر كند كه خود آن فرد در آن محل حضور داشته باشد تا فرصت پاسخگویی برایش مهیا باشد. متاسفانه برخی از سخنرانان ما ملاحظه طرف مقابل را نمی‌كنند و در هنگام سخنرانی سخنانی را مطرح می‌كنند كه با اخلاق اسلامی همخوانی ندارد. به نظر من راهكار اصلی این مساله تقویت اخلاق اسلامی و بالا بردن سعه صدر وحسن نیت نسبت به برادر دینی خود است. نمی‌توان دلایل این اتفاقات را به یك دلیل تقلیل داد. برای مساله لغو سخنرانی‌ها دلایل گوناگونی وجود دارد و از سوی دیگر مدیران زیادی نیز در بخش‌های مختلف در این زمینه نقش آفرینی می‌كنند. در نتیجه نمی‌توان یك راهكار مشخص را برای این مساله در نظر گرفت.

آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی مواجه خواهد بود؟ آیا هواداران ایشان در سال ۹۲ دوباره حاضر خواهند بود در سال ۹۶ نیز از ایشان حمایت كنند؟

اگر قصد داشته باشیم شرایط دولت آقای روحانی را به صورت واقع بینانه تحلیل و بررسی كنیم باید به این مساله توجه كنیم كه آقای روحانی در سال۹۲ چه میراثی از دولت قبل از خود دریافت كرده و با توجه به این میراث چه عملكردی از خود بر جای گذاشته است. در دولت گذشته كشور به دلیل برخی سوءمدیریت‌ها با تحریم‌های بین‌المللی مواجه شده و ارتباط ما با جهان پیرامون به شكل‌های مختلف محدود شده بود. از سوی دیگر در داخل كشور نابسامانی‌های زیادی وجود داشت و فساد اقتصادی به اوج خود رسیده بود. در دولت گذشته همه شاخص‌های اقتصادی «منفی» بود و جهت حركت مدیران دولت نیز جهتی «منفی» بود. با این وجود آقای روحانی از زمانی كه روی كار آمدند تلاش كردند فضای داخلی و خارجی را مدیریت كنند و مدیریت اجرایی كشور را به سمت حركتی عقلایی و منطقی معطوف كنند. آقای روحانی در ابتدا تلاش كردند مساله تحریم‌ها را از ایران دور كنند و وضعیت ایران را در عرصه بین‌المللی بهبود ببخشند. آمریكایی‌ها گمان می‌كردند اگر ایران را تحریم كنند ایران با چالش‌های جدی مواجه می‌شود. این در حالی است كه تحریم‌ها برای ما «بركت» داشت و ما موفق شدیم در دوران تحریم‌ها بسیاری از زیرساخت‌های خود را تقویت كنیم و پیشرفت علمی و فناوری داشته باشیم. در رژیم پهلوی نگاه آمریكا به ایران با امروز متفاوت بود و شاه ایران می‌بایست در اغلب تصمیم‌گیری‌های خود با اربابان آمریكایی خود مشورت می‌كرد. از سوی دیگر ایران در دوران پهلوی به نوعی «ژاندارم منطقه بود» و منافع آمریكا را در خاورمیانه تامین می‌كرد. این در حالی است كه پس از انقلاب اسلامی وضعیت كاملا دگرگون شد و ایران تلاش كرد با استقلال و اتكا به نیروی درونی خود پیشرفت كند. با این وجود پس از مدتی شرایط به گونه دیگری رقم خورد. پس از اینكه ساموئل هانتینگتون نظریه برخورد تمدن‌ها را مطرح كرد اقدامات آمریكا و غرب علیه ایران و كشورهای اسلامی وارد فاز جدیدی شد.‌

هانتینگتون در كتاب خود عنوان كرد كه در عصر كنونی تضادها بین تمدن‌ها و بویژه تمدن اسلام با تمدن مسیحیت است. در نتیجه كشورهای غربی و بویژه آمریكا تلاش كردند از تمام ظرفیت‌های خود برای مقابله با تمدن اسلامی استفاده كنند. یكی از راهكارهای كشورهای غربی و آمریكا این بود كه تلاش كردند با تفرقه انداختن بین كشورهای مسلمان جنگ تمدن‌ها را به جنگ درون تمدنی تبدیل كنند تا به این وسیله تمدن اسلامی را از درون روبه اضمحلال ببرند. به همین دلیل داعش، طالبان و القاعده شكل گرفتند و به جنگ‌های فرقه‌ای و مذهبی در منطقه خاورمیانه دامن زدند. این گروه‌ها نیز كه از آمریكا تغذیه می‌شدند به شكل‌های مختلف فضای منطقه خاورمیانه و كشورهای اسلامی را متشنج كردند و به قتل عام انسان‌های بی‌گناه پرداختند. با این وجود آقای روحانی رویكرد صحیحی در سیاست خارجی در پیش گرفتند و موفق شدند تحریم‌های بین‌المللی ایران را متوقف كنند. به نظر من مساله برجام هم برای آقای روحانی چالش است و هم اینكه می‌تواند فرصت باشد. اگر آقای روحانی موفق شود در فضای پسا برجام اهداف از پیش تعیین شده خود را جلو ببرد و از گسترده شدن مراودات اقتصادی و سیاسی ایران با كشورهای جهان استفاده كند می‌تواند به بهبود اوضاع اقتصاد داخلی نیز امیدوار باشد. با این وجود اگر كشورهای غربی و بویژه آمریكا قصد داشته باشند دراجرا شدن برجام كارشكنی كنند دولت آقای روحانی با چالش‌های جدیدی مواجه خواهد بود كه ممكن است در اجرای سیاست‌های داخلی دولت نیز اخلال ایجاد كند. برخی عنوان می‌كنند كه تمدید تحریم‌های جدید آمریكا علیه ایران نوعی نقض برجام است. این در حالی است که در توافقنامه برجام یكی از نكاتی كه مورد توافق بوده این است كه تحریم‌های داخلی آمریكا می‌تواند تا۸سال ادامه داشته باشد و پس از ۸ سال برای همیشه از بین می‌رود.

از سوی دیگر نباید اجازه داد كه اتفاقات عرصه بین‌المللی و بویژه مسائل مرتبط با برجام به دستاویزی برای هجمه و مخالفت با دولت آقای روحانی تبدیل شود. متاسفانه تحریم‌های جدید آمریكا به سوژه‌ای برای هجمه و مخالفت با آقای روحانی و دولت ایشان تبدیل شده و برخی تلاش می‌كنند از این «آب گل‌آلود» به سود خود ماهی بگیرند. كسانی كه تا دیروز تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را «كاغذپاره» می‌دانستند امروز برای به نتیجه رسیدن برجام و لغو تحریم‌ها موضع متفاوتی گرفته‌اند. نكته جالب این است كه بسیاری در آمریكا برجام را به ضرر آمریكا می‌دانند و كار به جایی رسیده كه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور منتخب مردم آمریكا عنوان می‌كند برجام برای آمریكا مضر بوده و باید آن را پاره كرد. از سوی مقابل برخی در داخل ایران برجام را آمریكایی قلمداد می‌كنند و عنوان می‌كنند ما نباید برجام را قبول می‌كردیم. این در حالی است كه مخالفان داخلی آقای روحانی كه با برجام مخالف هستند به جای اینكه از مخدوش شدن برجام توسط آمریكا خوشحال باشند به تازگی نگران منافع ملی شده‌اند و به شكل دیگری سخن می‌گویند. در نتیجه مخالفان آقای روحانی دچار تناقض گویی شده‌اند. به نظر من تناقض گویی مخالفان نیز می‌تواند برای آقای روحانی یك فرصت باشد.

استراتژی مخالفان در مقابل آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ چه خواهد بود؟

همواره در فضای سیاسی كشور اصولگرایان دارای ۲۰ درصد پایگاه رای انتخابات ریاست‌جمهوری بوده‌اند. این در حالی است كه اصلاح‌طلبان نیز رقمی در همین حدود دارند و دارای پایگاه مشابه اصولگرایان هستند. در نتیجه كلید انتخابات ریاست‌جمهوری در «ائتلاف» است. به همین دلیل هر كدام از جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا كه موفق شوند با گروه‌های بیشتری در انتخابات ائتلاف كنند به صورت طبیعی احتمال پیروزی بیشتری خواهند داشت. آقای روحانی اگر موفق شود یك اجماع منسجم از نیروهای حمایت‌كننده خود در سال۹۲ را دوباره در انتخابات ۹۶ حول محور خود جمع می‌كند می‌تواند به این نكته امیدوار باشد كه در دور اول انتخابات به پیروزی برسد و كار را یكسره كند به شكلی كه انتخابات به دور دوم كشیده نشود. آقای روحانی نباید اجازه بدهد پایگاه رای ایشان متكثر شود و از هم پراكنده شود. حامیان دولت نیز باید این نكته را در نظر داشته باشند كه در صورتی می‌توانند در انتخابات آینده به موفقیت چشمگیری دست پیدا كنند كه از تشتت و چنددستگی پرهیز كنند و اجازه ندهند در یكپارچگی و انسجام حامیان دولت خلل به وجود بیاید.

برخی از اصلاح‌طلبان حمایت این جریان از آقای روحانی در انتخابات۹۶ را قطعی می‌دانند و از سوی دیگر برخی عنوان می‌كنند حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده مشروط است و به ایشان چك سفید امضا نخواهند داد. دیدگاه شما دراین زمینه چیست؟

سهم‌خواهی جزئی از دنیای سیاست است و در همه كشورها وجود دارد. در همه كشورهای جهان احزاب یا جریان‌های سیاسی كه كمك می‌كنند یك دولت تشكیل شود به صورت طبیعی انتظار دارند در قدرت سهم بیشتری داشته باشند. این وضعیت در شرایط كنونی برای اصلاح‌طلبان نیز وجود دارد. به هر حال حمایت اصلاح‌طلبان و هواداران آنها در پیروزی آقای روحانی در سال ۹۲ تاثیرگذار بود. با این وجود مساله سهم‌خواهی با ائتلاف متفاوت است و دو معنای متفاوت می‌دهد. نكته دیگر اینكه هر دو گروهی كه شما عنوان می‌كنید در زمینه حمایت از آقای روحانی اتفاق نظر دارند. با این وجود عده‌ای این حمایت را مشروط می‌دانند و در مقابل برخی به دنبال حمایت قاطع از آقای روحانی هستند. جریان‌های حامی آقای روحانی اگر قصد دارند در انتخابات پیروز شوند باید با ائتلاف گسترده و تنها با یك كاندیدا در انتخابات حضور پیدا كنند. بدون شك اگر حامیان دولت با دو كاندیدا در انتخابات شركت كنند انتخابات به دور دوم كشیده خواهد شد و سرنوشت مبهمی پیدا خواهد كرد. در شرایط كنونی اعتدالگرایان و اصلاح‌طلبان به دنبال حمایت از آقای روحانی هستند. در نتیجه اگر بین این دو گروه ائتلاف صورت بگیرد پیروزی آقای روحانی در انتخابات قطعی خواهد بود و مخالفان دولت ناكام خواهند ماند.

به نظر شما در شرایط كنونی كه آمریكا تصمیم گرفته تحریم‌های خود را تمدید كند و مقام معظم رهبری آن را نقض صریح برجام تلقی كرده‌اند واكنش دولت آقای روحانی به این مساله چه خواهد بود؟ آیا این مساله دستاویزی برای هجمه داخلی علیه دولت آقای روحانی نخواهد شد؟

برجام یك سند بین‌المللی است كه شش كشور جهان با ایران امضا كرده‌اند. به همین دلیل تحریم‌های جدید در آمریكا به معنای این نیست كه این تحریم‌ها در اروپا نیز تمدید خواهد شد و بقیه امضا‌كنندگان این توافق نیز تلاش كنند نقض برجام كنند. در شرایط كنونی تنها آمریكا برجام را نقض كرده و بقیه كشورها همچنان خود را پایبند به برجام می‌دادند. از سوی دیگر سیستم سیاسی آمریكا به شكلی است كه فرد نمی‌تواند تاثیرگذار باشد و رئیس‌جمهور منتخب آمریكا باید خود را تابعی از قوانین ساختار سیاسی آمریكا بداند. در نتیجه آقای ترامپ نمی‌تواند به تنهایی برجام را به هم بزند و علیه آن اقدام كند. از سوی دیگر در شرایط كنونی تركیب خاورمیانه به هم خورده وآمریكا نمی‌تواند به مانند گذشته در این منطقه جولان بدهد. به همین دلیل دونالد ترامپ نخواهد توانست تاثیر زیادی بر تحولات خاورمیانه بگذارد.

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
790
روز گذشته
انتخابات ۹۶

خبرنگار ما شوید